هنگامی که برای اولین بار عطر جدید تیمبر آمواج را امتحان کردم، بلافاصله چندین عطر برجسته این برند در سالهای اخیر به ذهنم آمد.
- ابتدا کینگ بلو، که توسط عطرساز شرکت DSM-Firmenich، الکسیس گروژون، خلق شده، و سپس مجموعه اسنسها، جایی که زمان و شانس به همراه عطرسازان بهعنوان خالقان مشترک عمل کردند: لاستر اثر ژولین راسکینه و پل گرلن، و ریزنس اثر برتران دوشوفور. عطر تیمبر بهنوعی پژواک هر سه این عطرها را در خود دارد.
آمواژ و روزمرگی مفاهیمی که به نظر ناسازگار میآیند. حتی وقتی از عطرسازان انتظار میرود عطرهایی قابلاستفاده و روزمره خلق کنند، نتیجه همچنان متمایز و جسورانه است: به آشور فکر کنید، با رایحه بادام شیری و کندر، یا سرچ مرکباتی که با دود آمیخته شده است. هر دو بهراحتی در زندگی روزمره جا میگیرند، اما هویتی درخشان و بیتردید دارند. بهطور پارادوکسیکال، بزرگترین نقطه قوت تیمبر در این است که تقریباً فاقد همان درخشندگی است.
فهرست مطالب
تیمبر آمواج : شاهکار روزمره آمواژ؟
من همیشه کتابخانه عطرها (Library Collection)، که تیمبر اکنون در آن قرار گرفته، بهعنوان خطی تجربی میدیدم.
برای مثال، کینگ بلو را در نظر بگیرید: با نت عود حیوانیاش، تصور استفاده روزمره از آن تقریباً غیرمکن است و واکنشهای دوقطبی ایجاد میکند. تیمبر برخی ویژگیهای کینگ بلو را دارد، اما در عوض، تنها تداعیهای مثبت را برمیانگیزد. شاید رازش ساده باشد. تیمبر عطری است که صرفاً بوی خوبی دارد، مثل انواع مختلف چوب.
ظاهر ادکلن تیمبر امواج
ارائه تیمبر شایسته توجه ویژه است. رنو سالمون، مدیر خلاق آمواژ، و لوئیز مرتنس، هنرمند، همچنان مقدمههای بصری متقاعدکنندهای برای عطرها خلق میکنند: جعبههایی لمسی و زیبا که با تکههای نازک تزئین شدهاند و به سفر بویایی درونشان اشاره دارند.
تیمبر به رنگ کرم-بژ ملایم است که با رنگ استاندارد جعبههای برند همخوانی دارد و با لکههای قهوهای تیرهای که یادآور چوب یا پوست درخت هستند، تزئین شده است.
یک خط طلایی بهصورت عمودی در مرکز تکه قرار دارد. در زمینه این عطر، میتوان آن را هم بهعنوان ادای احترام به استقامت درختان کندر عمان، که در بیابانهای سخت جان سالم به در میبرند، و هم بهعنوان نمادی از سکوئیاهای بلند کالیفرنیا – بلندترین درختان روی زمین که تیمبر به آنها تقدیم شده – تفسیر کرد.
تشریح رایحه ادکلن تیمبر
تیمبر با تازگی آغاز میشود، اما این تازگی بیش از پانزده دقیقه دوام نمیآورد. در ابتدا، فلفل سیاه و صورتی، توت عرعر، سرو، و هل آشکار میشوند – تند، سبز، با خنکیای که بهآرامی در بینی احساس میشود.
قلب عطر، رایحه بالسام صنوبر و کندر در حالت خام و نسوخته را آشکار میکند – گویی کیسهای از رزینهای شفاف سبز-طلایی را در دست دارید. همچنین جنبهای مرکباتی از پالو سانتو و درخششی آلدهیدی وجود دارد که برای لحظهای تیمبر را از زمین بلند میکند. اما این لحظه کوتاه است، زیرا عطر بهسرعت دوباره فرومینشیند.
نت های پایه عطر
پایه تیمبر خشک و اندکی دودی است. باید تأکید کنم فقط اشارهای ظریف به دود است، برخلاف بسیاری از خلاقیتهای دیگر آمواژ.
ویژگی تعیینکننده در اینجا خشکی است که بافت چوب را منتقل میکند. جنبه چوبی پالو سانتو برجستهتر میشود: پس از محو شدن درخشش مرکباتیاش، همانطور که باید، بوی تراشههای چوب خشک میدهد، که برای سوزاندن دلپذیر هستند. به آن سدر، چوب صندل – مادهای امضایی برای آمواژ در سالهای اخیر – و پاتچولی اضافه میشود که زبری دانهدار به پایه میافزاید. ذرهای درخشان از لابدانیوم گرما و شیرینی ملایمی شبیه وانیل به عطر میبخشد.
معرفی Purpose 50 اکسپشنال اکسترِیت جایی که طبیعت و انسان به هم میرسند.
شباهتها تیمبر آمواج با دیگر عطر های این برند
همانطور که گفتم، تیمبر با دیگر عطرهای آمواژ همصدا است. بافت خشن کینگ بلو را دارد، اما بدون نتهای حیوانی. حضور پالو سانتو، که از ریزنس آشناست، اما در اینجا به شکلی بسیار قابلدسترستر از آزمایش سبز-ریواس و گلهای ایندولیک برتران دوشوفور ارائه شده است. و بیش از همه، جوهره شخصیت آن به لاستر شباهت دارد، که تقریباً بهطور کامل بر پایه چوب صندل و سدر ساخته شده است.
تیمبر بهراحتی میتوانست در میان اسنسها عرضه شود. غیرممکن نیست که ابتدا بهعنوان یکی از آنها طراحی شده باشد، اما در نهایت با غلظت او دو پرفوم منتشر شد. که عطر را پخشکنندهتر و توسعه آن را چندلایهتر کرد. اسنسها آرامتر و ملایمتر هستند و برای درک کامل نیاز به غرق شدن در داستان خلقشان دارند. اما تیمبر به نظرم تفسیری کاربردیتر و قابلفهمتر از همان ایدههاست.
نتیجهگیری
به نظرم، این ویژگی تیمبر را به پرندهای عجیب در کتابخانه عطرها تبدیل میکند – و دقیقاً همین جذابیت آن است. از یک سو، کاملاً آمواژ است؛ از سوی دیگر، عطری چوبی و کاملاً قابلاستفاده برای روزمره است. آن را مناسب شخصیتی گرم و مراقب میبینم – نه لزوماً مرد، اما قطعاً لنگر خانواده. کسی که از عزیزانش حمایت میکند و اعتماد به خود و آینده را القا میکند.
این بلاگ در تاریخ 27 آگوست در سایت فراگرانتیکا منتشر شد.





